خرید بک لینک
یکی دو هفته پیش از ساعت دو صبح تا پنج بیدار موندم و یه مطلب خفن نوشتم . کلی از نویسندگیم کیفور شده بودم و تو خواب و خیالم خودم رو در حال امضای اولین کتابم میدیدم که یه دفعه با ضربه ی کلیک و ثبت مطلب کل هنر نمایی من در امر نویسندگی به باد رفت و پرید و به هوا رفت . تلاش برای نوشتن دوباره اصلا کارگر ن

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 17:18

برای کسی دل به دریا بزنید که همسفر بخواهد نه قایق!

" گوته "

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 17:18

گرچه همیشه با پسرم کنتاک دارم اما از وقت گذرونی و فک زدن باهاش لذت میبرم . ماشین بهترین جاییه که میشه به تله انداختش و باهاش آسمون ریسمون بافت ، موسیقی گوش داد و نقد کرد ، حرفها و عقاید فلسفی و پیچیده شو گوش داد و کمی سر از کار پسر تو دار و چند لایه در آورد . دیشب حدود ساعت یازده گفت مامان پایه ای

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:33

دیشب موقع شام با بچه هام وراجی می کردم که حرف مردن پیش اومد . گفتم من اصلا دلم نمی خواد بمیرم و بقیه باشن . دخترم گفت واه چه خودخواه!!!! ......... گفتم تا جایی که یادم میاد از بچه گی دوست نداشتم بمیرم نه به خاطر اینکه با مردن از مواهب زندگی محروم میشدم بلکه این حس که من نباشم و بقیه باشن برام قابل ت

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:33

یه روز تو ترافیک سر صبح گیر کرده بودم ، مثل همیشه مشغول اطرافم شدم یهو دیدم شیشه ی جلوی ماشین خیس شد تعجب کردم هوا که آفتابیه پس بارون از کجا میباره؟!! خوب که نگاه کردم دیدم شهردار محبوب دلها !!محبت کردن و برای چمن های بلوار یه جور آبیاری قطره ای ابداع کردن که نه تنها کف خیابون رو سیلابی م

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:33

تو سالن انتظار تنها نشستم و با گوشیم ور میرم و ثانیه ها و دقیقه ها رو به زور به جلو هل می دم ،ناگهان در با شدت باز میشه و دو تا پلنگ یورتمه میان تو خلوت من و گوشیم . سرم و به نشانه ی احترام بالا می آرم اما تنها چیزی که توجه اونها رو جلب نکرده وجود منه .دوباره مشغول گوشیم میشم اما مکالمه ی تل

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:33

از وقتی بازار انتخابات داغه و شهر پرشده از عکسهای رنگ و وارنگ این کاندیداها یکی از سرگرمیهای من اینه که تو خیابون قدم بزنم و به چهره و چشمهای این کاندیداهای بیشمار خیره بشم و ژستها و شعارهاشون رو ارزیابی کنم . دیروز همینطور که در مسیررسیدن به محل کارم تو خیابون قدم میزدم به عکسها خیره شده بودم

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:33

یکی از کارهایی که هر سال روز تولدم انجام میدم اینه که اولین کسی باشم که به خودم تبریک و تهنیت و شادباش میگه، و حتما تو روز تولدم برای خودم هدیه و سورپرایزی تدارک میبینم ! اما امسال یه کم با سالهای دیگه فرق داشت . همسرم که ازم سبقت گرفت و یه روز جلوتر بهم تبریک گفت .شب تولدم هم به خاطر هیجان

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:33

گویا انرژی بیش از حد من همیشه موجب دردسر اطرافیانمه ! چرا که همیشه دخترم بهم میگه مامان تو کی انرژیت کم میشه تا مثل مادرای دیگه آروم یه جا بشینی ؟ میگم بلاخره روزی میاد که خاموش بشیم و تا ابد ، که معلوم نیست چندین سال و ماه طول بکشه در خاک خفته باشیم . پس بیا تا زنده ایم به شورو شادی و نشاط و آ

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:33

جایی خواندم :

" انسانها به میزان هویتشان عاشق میشوند!

هرچه هویتشان عمیق تر درعشقشان وفادارتر!

و به میزان حقارتشان دروغ می گویند ! هر چه حقیرتر دروغگوتر ! "

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:8 توسط No name |

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:33

وقتی منتقدین خود را با منتقدین فروغ فرخزاد مقایسه و برابر می دانید ، در وهم هم شانه گی فروغ اید . گویی پشه خود را تنها به جهت توان پرواز با عقاب برابر بداند . تراوشات ذهنی انسانها از زبان و قلم و عمل آنان مجال بروز می یابد . وقتی شاعرکی از بام تا شام از آغوش بسراید و دردش تنها درد بی آغوشی باشد

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:33

از پریشب که پسرم برام یه خرید اینترنتی کرده دل تو دلم نیست که بسته برسه به دستم . روزی چند بار ازش میپرسم چک کن ببین سفارش ارسال شده یا نه ؟چک کن ببین الان بسته دقیقا کجاست ؟پسرم حالا چک کن ببین دقیقا کی میرسه ؟پسرم ساعت دقیق رسیدن بسته کی میشه ؟صبح یا بعد از ظهر ؟اگه بعد از ظهر باشه من سرکارم چطوری

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 1:33

صفحه بندی